

سیمین بهبهانی | در حجمی از بیانتظاری (کودکی)
▨ نام شعر: در حجمی از بیانتظاری (کودکی) ▨ شاعر: سیمین بهبهانی ▨ با صدای: سیمین بهبهانی ▨ پالایش و تنظیم: شهروز ___________ درحجمی از بی انتظاری ؛ زنگ بلند و سوت کوتاه سیمین تویی ؟ آوای گرمش؛ آمد به گوشم زآن سوی راه یک شیشه مِی، پر نشئه و گرم، غلغل کنان در سینه شارید راه از میان انگار برخاست؛ بوسیدمش گویی به ناگاه -« آری!منم!» خاموش ماندم .- «خوبی؟ خوشی؟ قلبت چه طور است؟» _ چیزی نگفتم ؛ راه دور است - ؛ - «خوبم ! خوشم ! الحمدالله ! » کودک شدیم انگار هر دو؛ شش سال من کوچکتر از او باز آن حیاط و حوض و ماهی؛ باز آن قنات و وحشت و چاه قایم نشو! پیدات کردم؛ بی خود ندو! می گیرمت ها افتادم وپایم خراشید؛ شد رنگ او از بیم چون کاه زخم مرا با مهربانی، بوسید؛ یعنی: خوب شد خوب بنشست و من با او نشستم؛ بر پلهای نزدیک درگاه آن دوستی نشکفته پژمرد؛ وان میوه، نارس چیده آمد آن کودکی ها حیف و صد حیف؛ وین دیرسالی آه و صد آه حرفی بزن! قطع است؟ - نه نه! من رفته بودم سالها دور تا باغ های سبز پر گل ؛ تا سیب های سرخ دلخواه حالا بگو قلبت چه طور است؟» - قلبم ؟ نمیدانم! ولی پام روزی خراشیده است و یادش؛ یک عمر با من مانده همراه Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.








