Skip to content
Artwork for پرده نمایش
ArtsBooksFictionDrama

پرده نمایش

M N

بعضی داستان‌ها برای خوانده شدن نوشته نشده‌ان؛ برای شنیده شدن ساخته شده‌ان.

در «پرده نمایش»، سراغ معروف‌ترین و ماندگارترین رمان‌های جهان ادبیات می‌ریم و اون‌ها رو از روی کاغذ بیرون می‌آریم و به نمایش صوتی تبدیل می‌کنیم؛ با بازی صداپیشه‌ها، موسیقی، افکت‌های صوتی و فضاسازی‌ای که کمک می‌کنه فقط داستان رو نشنوید، بلکه وارد جهانش بشید.

از عشق و جنایت و تراژدی گرفته تا ماجراجویی، ترس، فلسفه و زندگی آدم‌هایی که ادبیات جهان رو تغییر دادن.

اینجا هر رمان فقط یک روایت نیست؛ یک صحنه است، یک جهان است، و شما تماشاگرِ آن با گوش‌هایتان هستید.

  • هملت — مکبث — شاه لیر — اتللو (ویلیام شکسپیر)

  • جنگ و صلح — آنا کارنینا (لئو تولستوی)

    جنایت و مکافات — برادران کارامازوف — ابله (فئودور داستایفسکی)

  • دنیای قشنگ نو (آلدوس هاکسلی)

  • ناتور دشت (جی. دی. سلینجر)

  • گتسبی بزرگ (اف. اسکات فیتزجرالد)

  • خشم و هیاهو (ویلیام فاکنر)

  • خوشه‌های خشم — موش‌ها و آدم‌ها (جان اشتاین‌بک)

  • پیرمرد و دریا — وداع با اسلحه (ارنست همینگوی)

  • صد سال تنهایی — عشق سال‌های وبا (گابریل گارسیا مارکز)

  • الف (خورخه لوئیس بورخس)

  • بیگانه — طاعون (آلبر کامو)

  • تهوع (ژان پل سارتر)

  • مرشد و مارگاریتا (میخائیل بولگاکف)

  • لولیتا (ولادیمیر ناباکوف)

  • سبکی تحمل‌ناپذیر هستی (میلان کوندرا)

  • پدران و پسران (ایوان تورگنیف)

  • ژرمینال (امیل زولا)

  • ماجراهای هاکلبری فین (مارک تواین)

  • قلب تاریکی — لرد جیم (جوزف کنراد)

  • مسخ — محاکمه — قصر (فرانتس کافکا)

  • اولیس — چهره مرد هنرمند در جوانی (جیمز جویس)

  • خانم دالووی — به سوی فانوس دریایی (ویرجینیا وولف)

  • داستان گنجی (موراساکی شیکیبو)

  • رابینسون کروزوئه (دانیل دفو)

  • سفرهای گالیور (جاناتان سوئیفت)

  • کاندید (ولتر)

  • رنج‌های ورتر جوان — فاوست (یوهان ولفگانگ گوته)

  • غرور و تعصب — اما — عقل و احساس (جین آستن)

  • فرانکنشتاین (مری شلی)

  • سرخ و سیاه (استاندال)

  • بابا گوریو — توهمات گمشده (اونوره دو بالزاک)

  • بینوایان — گوژپشت نوتردام (ویکتور هوگو)

  • کنت مونت‌کریستو — سه تفنگدار (الکساندر دوما)

  • الیور توئیست — دیوید کاپرفیلد — آرزوهای بزرگ — داستان دو شهر (چارلز دیکنز)

  • بلندی‌های بادگیر (امیلی برونته)

  • جین ایر (شارلوت برونته)

  • مادام بوواری (گوستاو فلوبر)

  • میدل‌مارچ (جورج الیوت)

Play
  • 17 episodes
  • daily
  • Avg 2 hr 13 min
  • Persian
  • S1 · E17
    Yesterday · 2 hr 55 min

    نمایش حق السکوت نوشته ریموند چندلر

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! دختر به شهر «اسمیرال دا» در ایالت «سن دیه گو» می‌رود و با اسم جعلی «بتی میفیلد» در ویلایی در هتل رانجو اقامت می کند که روی میچل برایش رزرو کرده است؛ مردی که ظاهراً در قطار با او آشنا شده است. مارلو در ویلای مجاور مستقر می‌شود تا از این رابطه ی مرموز سر دربیاورد. او متوجه شد «روی میچل»، مرد جوان و خوش‌تیپی که دور وبر بیوه‌های ثروتمند می‌چرخد، قصد اخاذی از بتی دارد. کارآگاه که می‌خواست دلیل این اخاذی را بداند، نزد زن رفت، اما بتی با هم‌دستی میچل او را بی‌هوش کرد. مارلو وقتی بههوش آمد که بتی برای همیشه هتل را ترک کرده بود. اگر کمک «جو هارمز»، راننده ی تاکسی نبود، شاید مارلو دیگر نمی توانست بتی را پیدا کند و از طرفی اومنی، یک کارگاه بی‌عرضه محسوب می‌شد. بتی سحرگاه نزد مارلو رفت و گفت جسد میچل در بالکون اتاق او افتاده است و پیشنهاد داد در ازای چند هزار دلار، جسد را گم و گور کند. مارلو هم ظاهراً پذیرفت. اما جسدی در بالکون ندید، سپس گیج و آشفته از این ماجرای مبهم به لوس‌آنجلس برگشت تا اطلاعات بیشتری درباره پرونده از وکیل اومنی مدافع بگیرد. اومنی گفت که بتی منشی یک مرد پولدار بوده که اسناد و مدارک او را دزدیده و فرار کرده است. مارلو به دلایلی این قصه را باور نمی‌کند و به اسمیرال دا برمی گردد تا هر طور شده از قضیه سر دربیاورد.... . کارگردان رضا عمرانی ترجمه / اقتباس شنیداری مجید نظری نسب تهیه‌کننده رادیویی ماهداد توکلی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور محمدرضا قبادی فر صدابردار علی حاجی نوروزی تدوین کتاب گویا فاطمه منشی پور دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران مونا صفی , فریبا متخصص , امیر زنده دلان , نورالدین جوادیان , علی اصغر دریایی , مهرداد عشقیان , بهرام ابراهیمی , زهره مجابی , مهرداد مهمان دوست , رحمان باقریان , علی عمرانی , نگین خواجه نصیر , احمد شمس آصف , محمد پورحسن , رویا فلاحی , مجید همزه , امیر فرحان نیا

  • S1 · E14
    Yesterday · 2 hr 38 min

    نمایش زنده‌باد زاپاتا نوشته جان اشتاین بک

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! امیلیانو زاپاتا، جوانی مکزیکی، عضوی از گروه فرستادگان مردم، به اتفاق دیگر اعضا، نزد رئیس جمهور «پورفیریو دیاز» می روند تا ضمن شکایت به رئیس جمهور، اطلاعات مربوط به فساد و بی عدالتی موجود را در اختیار وی بگذارند، اما دیاز با بی‌توجهی شکایت آنان را رد می‌کند. درنتیجه این اتفاق، زاپاتا ناگزیر همراه با برادرش «اوفمیو»، شورشی بزرگ را آغاز می‌کند. در اثر تلاش‌های او سرانجام رئیس جمهور دیاز سرنگون می‌شود و «مادرو» جای او را می‌گیرد؛ اما زاپاتا با تاسف و تأثر درمی‌یابد که هیچ چیز تغییر نکرده‌ است. فساد و بی عدالتی در رژیم جدیدی که جایگزین رژیم قبلی شده‌است، به هیچ وجه کمتر از آن رژیم نیست. برادر خود او، اوفمیو، برای خویش بساط یک دیکتاتور کوچک را تدارک دیده و درصدد است تا هرآنچه می‌خواهد، بدون کوچک‌ترین توجهی به قانون، به دست بیاورد. در نتیجه زاپاتا تصمیم می گیرد که... . کارگردان میکائیل شهرستانی تهیه‌کننده رادیویی عذرا وکیلی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار محمود آیت تدوین کتاب گویا راحله قاسمی جو دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران بازیگران اداره کل نمایش , خسرو فرخزادی , بیوک میرزایی , میکائیل شهرستانی

  • S1 · E13
    Thursday · 2 hr 21 min

    نمایش باغ وحش شیشه‌ای نوشته تنسی ویلیامز

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! باغ وحش شیشه ای، حکایت مشکلات و سرخوردگی‌های خانواده وینگفیلد در جامعه شهری- صنعتی آمریکاست. مادر (آماندا) و دو فرزندش، تام و لورا، در شهر سنت لوئیس زندگی می کنند. پدر خانواده سال‌ها قبل، با رویای سفر به سرزمین‌های ناشناخته، از خانه خارج شده و غیر از قاب عکسی روی دیوار، چیزی از او برجا نمانده است. تام در یک کارخانه کفش‌سازی کار می کند و حقوق بخورونمیری می‌گیرد و البته از کارش راضی نیست. او اعتقاد دارد: انسان به طور غریزی یک عاشق است، یک شکارچی، یک جنگجو و هیچ‎کدام از این غرایز در کارخانه ها ارضا نمی‌شوند. تام برای رهایی از سرخوردگی‌های خود به سینما و سرگرمی‌های دیگر پناه می‌برد و البته در فکر راهی است که پدر سال‌ها قبل رفته است، اما لورا نقص جسمانی یعنی لنگی مختصری در راه رفتن دارد و به همین خاطر دچار انزوا و سرخوردگی است. او هیچ دوستی ندارد، منزوی و خجالتی است؛ تنها دلخوشی او کلکسیونی است که از حیوانات شیشه ای دارد. آماندا نیز بدون مشکل نیست. او نیز سرخورده از غیبت همسر، زندگی خود را وقف فرزندانش کرده و اکنون نیز گرفتار مشکلات آنهاست. مکانیزم دفاعی او نیز سیر در خاطرات گذشته و ایام جوانی باشکوه خود است. آماندا از تام می‌خواهد که برای بهبود وضعیت لورا، یکی از همکاران مجرد خود را برای شام دعوت کند تا از این طریق بتواند هم‌دمی (و شاید هم همسری) برای دخترش دست‌وپا کند ... *اینجا بدون من فیلمی‌ست به کارگردانی بهرام توکلی که در سال ۱۳۸۹ تولید و در تابستان ۱۳۹۰ اکران شد. فیلم‌نامه این فیلم اقتباسی از نمایشنامه باغ وحش شیشه‌ای اثر تنسی ویلیامز است. فاطمه معتمدآریا برای بازی در این نمایش برنده جایزه بهترین بازیگر زن در سی و پنجمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم مونترال کانادا شد. *این نمایشنامه را حمید سمندریان ، امیرمحمد جوادی و مرجان بخت‌مینو به فارسی ترجمه کرده‌اند. . کارگردان: حمید سمندریان تهیه‌کننده رادیویی محمود مختاری افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار جمال احمدی پور تدوین کتاب گویا مهرنوش محتشمی بازیگران افسانه ماهیان , آشا محرابی , حامد بهداد , محمد داودی

  • S1 · E16
    Wednesday · 3 hr 7 min

    نمایش آسوده خاطر نوشته کارلوس فونتس

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! خایمه سبایوس»، به همراه پسرش، در حال ترکِ زادگاهش، برای توضیح علتِ جلای وطن، داستان خاندان سبایوس را روایت کرد. او به پسرش (رودولفو) چگونگی اوج گرفتن خانواده‌ی سبایوس و تبدیل شدن آنها به یکی از خانواده‌های طبقه‌ی اشراف را توضیح داد و گفت که پدرش چطور پس از ازدواج با یکی از زنان طبقه پایین به نام «آدلینا»، زندگی جدیدی را بعد از مرگ «پیپ» و «گرمینا» آغاز کرد. او توضیح داد که عمه آسانسیون و شوهرش «خورخه بالکارسل»، آدلینا را مجبور به ترک خانه سبایوس‌ها کردند. بعد از به دنیا آمدن خایمه در خانه‌ی پدر آدلینا، عمه آسانسیون بچه را از مادرش جدا کرد و به خانه‌ی سبایوس‌ها آورد تا خودش او را بزرگ کند. پدر خایمه هیچ وقت تلاشی برای برگرداندن آدلینا نکرد و مهار زندگی‌اش را به دست بالکارسل سپرد. بالکارسل با وصل کردن خودش به سیاست و رباخواری و اجاره املاک، موفق شد زندگی اشرافی خود را احیا کند و اداره‌ی امور خانواده‌ی سبایوس را در اختیار بگیرد. خایمه بزرگ ‌شد و تحت تعلیمات مذهبی آسانسیون، تصمیم گرفت که کشیش شود؛ اما با مخالفت عمه و عمو بالکارسل مواجه شد. برخورد سرد و آمرانه عمو و عمه، خایمه را به طرف پدرش سوق داد؛ پدری که تا آن زمان با او بیگانه بود. . کارگردان جواد پیشگر ترجمه / اقتباس شنیداری سعید اسدی تهیه‌کننده رادیویی شهریار کرمی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار محمد رضا محتشمی بازیگران علی عمرانی , رضا عمرانی , احمد آقالو , محمد عمرانی , جواد پیشگر ، مهرداد مهماندوست , سینا نیکوکار , بهروز مسروری , فریبا متخصص , مهین فردنوا , مینو جبارزاده , فریدون محرابی , احمد گنجی , عبدالعلی کمالی , مظفر مقدم , حبیب بختیاری , ژاله علو , احمد شمس آصف , عباس وفایی , صفا آقاجانی , علی تاجمیر , صدیقه کیانفر , مجید همزه , اسماعیل بختیاری , محمد رضاعلی , سایر عوامل نوازنده گیتار: شایان مسروری

  • S1 · E15
    Tuesday · 2 hr 41 min

    نمایش کنسول افتخاری - گراهام گرین

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! ادواردو پلار پزشک مجرّد انگلیسی‌تبار است. او در کودکی، به همراه مادرش، پاراگوئه را ترک کرد و برای فرار از آشفتگی‌های سیاسی به بوینوس آیرس رفت. پدر انگلیسی وی در پاراگوئه به‌عنوان یک شورشی سیاسی باقی ماند و به‌جز یک نامه، آنها دیگر خبری از او ندارند. هنگامی که پلار به کورینتس رفت، با دو ساکن انگلیسی دیگر در آنجا آشنا شد. یک معلم انگلیسی پیر و عبوس (هامفریس) و کنسول افتخاری انگلیس (چارلز فورتنام) که یک الکلیِ طلاق‌گرفته و ترحم‌برانگیز است که از موقعیت خود سوء‌استفاده می‌کند. آشنای دیگر پلار، جولیو ساوودرا، نویسنده‌‌ای فراموش‌شده‌ است. در این شهرِ آرژانتین، گروهی از انقلابیون پاراگوئه، «چارلز فورتنام» را به‌‌اشتباه می‌ربایند. دکتر ادواردو پلار، پزشکی محلی، به عنوان مذاکره‌‌کننده بین شورشیان و مقامات عمل می‌کند. این شخصیت‌ها، ناجوانمردانه، نمایشی پوچ از شکست، امید، عشق و خیانت را در برابر هرج‌ومرج سیاسی بازی می‌کنند. «کنسول افتخاری» هم یک رمان خیره‌کننده‌ی پر از تعلیق است و هم یک مطالعه‌ی روان‌‌شناختی و جامعه‌‌شناختی درباره‌‌ی فساد شخصی و سیاسی. . کارگردان مجید همزه ترجمه / اقتباس شنیداری محمد یعقوبی تهیه‌کننده رادیویی فرهنگ جولایی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار امیر میریان تدوین کتاب گویا موناخسروی دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران جواد پیشگر , علی عمرانی , محمد عمرانی , رضا عمرانی , میکائیل شهرستانی , همایون ایران پوی , شهین نجف زاده , مظفر مقدم , بهرام ابراهیمی , ژاله علو , علی اصغر دریایی , سینا نیکوکار , فریبا طاهری , عبدالعلی کمالی , حمید یزدانی , عباس وفایی , مهین فردنوا

  • S1 · E12
    Monday · 1 hr 41 min

    نمایش همه چیز درباره ایو نوشته جوزف منکیه‌ویچ

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! دختر جوان و زیبایی به نام «ایو هرینگتون» که عاشق بازی بانوی هنرپیشه ای به نام «مارگو چنینگ» است، هر شب به سالن اجرای تئاتر می رود تا نمایش او را تماشا کند. ایو برای اینکه پول کمتری بابت بلیت بدهد، در سانس فوق العاده و به حالت ایستاده نمایش را می بیند. حضور همیشگی او در سالن، باعث جلب توجه هنرپیشه تئاتر می شود و می خواهد این دختر جوانِ شیفته تئاتر را ملاقات کند. ایو در پشت صحنه نمایش، داستان غم‌انگیز زندگی خود را برای عوامل تئاتر تعریف می کند. «بیل»، نامزد مارگو، برای کمک به او پیشنهاد می کند ایو همراه آنها باشد و در کارهای پشت صحنه تئاتر و امور شخصی زندگی مارگو، به او کمک کند. این نزدیکی و حوادثی که رخ می دهد، به تدریج باعث می شود که ایو شخصیت واقعی خود را نشان دهد. مدتی بعد بازیگر ذخیره نقش مارگو باردار می شود و ایو هرینگتون که در این مدت، همه حرکات و رفتار و حتی دیالوگ‌های مارگو را تمرین کرده، به بازیگر ذخیره او تبدیل می شود. این قدم بزرگی برای شروع کار هنرپیشگی اوست و ایو این راه را با فریب دادنِ همه عوامل نمایش پیش می برد تا جایی که ... . کارگردان مهین فردنوا ترجمه / اقتباس شنیداری مهناز یارمحمدی تهیه‌کننده رادیویی فریبرز گلبن سردبیر رادیویی مرضیه رشیدبیگی افكتور محمدرضا قبادی فر صدابردار محمود آیت تدوین کتاب گویا مهرنوش محتشمی دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران فریبا متخصص , آشا محرابی , احمد آقالو , مهین فردنوا , ایوب آقاخانی , زهره مجابی , رضا عمرانی , فریبا طاهری , علی اصغر دریایی , مهدی نمینی مقدم , احمد گنجی , نازنین مهیمنی , سیما خوش چشم , شهرزاد عبدحق

  • S1 · E11
    Sunday · 2 hr 3 min

    نمایش زنان گمشدگان نوشته آریل دورفمان

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! رمان «زنان گمشدگان» که اثری بی زمان است، نماد هراس آور و خوفناک موقعیت سیاسی کشورهای آمریکای لاتین در زمان حکومت استبداد است. این رمان تلاش زنان روستایی یونانی را به تصویر می کشد که در دوران اشغال یونان به دست نیروهای آلمانی، به مقابله با سروان فاشیستی که اداره امور روستای آنها به نام «لانگا» را به عهده دارد، برمی خیزند. در جریان این رمان، آب رودخانه لانگا، جسدی را به دهکده می آورد که قابل شناسایی نیست و توسط نیروهای ارتشی به سرعت دفن می شود. در این میان پیرزنی به نام «سوفیا» ادعا می کند که جسد متعلق به شوهر گمشده ی اوست و باید به او تحویل داده شود تا با مراسمی شایسته به خاک سپارد. ارتش با او مخالفت می کند و برای همین سوفیا خودسرانه با کمک زن‌های دهکده جسد را نبش قبر می کنند . سروان «گئورگاکیس» به پدر گابریل پناه می برد تا مردم را آرام کند، اما پدر گابریل پس از آرام کردن مردم، به آنها پیشنهاد می دهد که برای مستأصل کردن بیشتر ارتش ، همگی ادعا کنند که صاحب آن جسد هستند. یک قاضی از طرف دولت به لانگا فرستاده می شود تا مسئله را حل کند، اما... . راوی مریم نشیبا کارگردان علی عمرانی ترجمه / اقتباس شنیداری ایوب آقاخانی تهیه‌کننده رادیویی عذرا وکیلی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار امیر میریان تدوین کتاب گویا راحله قاسمی جو دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران میکائیل شهرستانی , ایوب آقاخانی , مهین نثری , امیر جوشقانی , رحمان باقریان , شهیندخت نجف زاده , پیام حسینیان , ناهید مسلمی , سعیده فرضی , آشا محرابی , علی تاجمیر

  • S1 · E10
    October 17 · 2 hr 7 min

    نمایشِ محله چینی‌ها نوشته رابرت تاون

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! جیک گیتس، کارآگاه خصوصی لس آنجلسی، متخصص در امور افشای خیانت‌های زناشویی، به استخدام خانم مولوری در می‌آید تا پرده از راز خیانت شوهرش بردارد. آقای مولوری، سرمهندس شرکت آب و برق لس آنجلس، درگیر پروژه‌ای درباره ی سدسازی و آب‌رسانی در زمان قحطی است. گیتس او را تعقیب می‌کند و به زودی چند عکس رسواکننده که از او گرفته شده و نشانه خیانتش بود، به طور اتفاقی در یکی دو روزنامه‌ی محلی چاپ می‌شود؛ اما خیلی زود خانم مولوری واقعی به این عمل کارآگاه اعتراض می‌کند و مشخص می‌شود همگی قربانی ماجرای رازآلودی شده‌اند که هدف اصلی آن بی‌آبرو کردن آقای مولوری بوده است. جیک گیتس تصمیم می‌گیرد زن مرموزی که او را ابتدای ماجرا استخدام کرده بود، پیدا کند؛ اما با کشته شدن آقای مولوری داستان شکل دیگری به خود می‌گیرد و.... . کارگردان رضا عمرانی ترجمه / اقتباس شنیداری مجید نظری نسب تهیه‌کننده رادیویی محمد مهاجر سردبیر رادیویی مرضیه رشیدبیگی افكتور محمدرضا قبادی فر صدابردار محمود آیت تدوین کتاب گویا مهرنوش محتشمی دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران رضا عمرانی , امیر جوشقانی , نازنین مهیمنی , شمسی صادقی , مهرداد عشقیان , عباس وفایی , مهین نثری , نگین خواجه نصیر , محمد رضاعلی , احمد گنجی , مهدی نمینی مقدم , علی تاجمیر , هنگامه محمودی , بیوک میرزایی , شهین نجف زاده , مهدی طهماسبی , رضا خندان

  • S1 · E9
    October 16 · 59 min

    نمایشِ همشهری کِین نوشته هرمن جی منکیه‌ویچ

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! همشهری کین داستان زندگی مردیست به نام چارلز فاستر کین. مرد ثروتمندی که صاحب امپراطوری رسانه ای عظیمی است و از قدرت و نفوذ زیادی در ایالات متحده برخوردار است. آقای کین مرد قدرتمندی است و در پشت پرده ی سیاست روز حضور دارد.او این قدرت را نه به سبب انتخاب دمکراتیک مردم، بلکه با ابزار رسانه ای عظیمی که دارد بدست آورده و افکار عمومی را بوسیله ی روزنامه هایش تحت کنترل دارد اما تراژدی از زمانی آغاز می شود که آقای کین به سبب غرور و خودخواهی عظیمی که دارد شکست می خورد. شکست اول او زمانی است که رقیب انتخاباتی او داستان رابطه ی خصوصی او را با زنی به نام سوزان که یک خواننده ی بی استعداد اوپراست برای روزنامه ها فاش میکند و آقای کین در انتخابات فرمانداری شکست می خورد. شکست دوم هم زمانی برایش رخ می دهد که سوزان، در حالی که از خودخواهی های آقای کین و زندگی سرد و خاموش در قصر بزرگ زنادو خسته شده، آقای کین را ترک میکند. چیزی که این نمایش را به اثری خاص تبدیل میکند این است که قهرمان و ضد قهرمان هردو یک نفر و شخص آقای کین هستند و داستان شاید بیانگر روندی است که یک شخص باهوش و موفق را به یک دیکتاتور و در نهایت به یک شکست خورده تبدیل می کند. *تهیه‌‌کننده فیلم مستند زندگی "کین" از گزارشگر تامسون می‌خواهد تا دربارهٔ زندگی و شخصیت کین تحقیق کند و به ویژه معنای کلمه آخر پیش از مرگش را کشف کند. "فاستر کین" شخصیتی بسیار جنجالی بود و در بین آمریکایی‌ها میلیون‌ها طرفدار و مخالف داشت. او در جوانی ثروت عظیمی را به ارث برده بود، اما از بین آن همه ثروت و معادن برجامانده، تنها یک روزنامه ورشکسته را انتخاب کرد. در اداره روزنامه نیز شیوه‌ای جدید و جنجالی در پیش گرفت و درنهایت ثروت فراوان و قدرت عظیم خود را به باد داد. پس از شکست‌های پی‎درپی در زندگی شخصی و کاری‌، سرانجام خود را به خلوت و تنهایی زانادو ( قصری که زمانی آن را برای همسرش ساخته بود) تبعید کرد و در آن‌جا پس از سال‌ها عزلت در سال ۱۹۴۱ از دنیا رفت. تامسون با دوستان و بستگان کین مصاحبه می‌کند و داستان کین در رشته‌ای از فلش‌بک‌ها شکل می‌گیرد. ابتدا او به همسر دوم کین، سوزان الکساندر، مراجعه می‌کند؛ اما او حال مساعدی ندارد و حاضر به گفت‌وگو نمی شود.... گفتنی است در انتهای این کتاب گویا، علی جعفری فوتمی، نقدی از این فیلم ارائه می‌دهد. . کارگردان اکبر زنجان پور ترجمه / اقتباس شنیداری پیمان مجیدی تهیه‌کننده رادیویی ماهداد توکلی سردبیر رادیویی مرضیه رشیدبیگی تدوین کتاب گویا مهرنوش محتشمی دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران احمد آقالو , صدیقه کیانفر , شمسی صادقی

  • S1 · E8
    October 15 · 1 hr 54 min

    نمایشِ آهنگِ رزم نوشته‌ی جان وایتینگ

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! روپرت فوستر به جنایات بسیاری علیه اوپوزیسیون دست زده است. او دستگیر و زندانی می شود. همسرش، کیت، در انتظار او می‌ماند. او برای تنها نبودن افراد گوناگونی را به خانه‌ی اشرافی بزرگش راه می‌دهد؛ صدر اعظم هم گاه‌گاهی به خانه او می‌آید و با او درددل می‌کند. «هری لنکستر» یک فیلمساز است و قصد دارد تا با حمایت کیت، فیلمی از شرایط اجتماعی بسازد. او مورگن، دختر آواره‌ای را به خانه کیت می‌آورد و به او قول می‌دهد که در فیلمش بازی کند. فوستر تحت‌الحفظ آزاد می‌شود. افراد خانه را می‌بیند و با مورگن هم آشنا می شود و سادگی دختر، او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ازسویی صدراعظم به او می‌گوید که یا باید خودکشی کند تا به عنوان مقصر جنایات جنگی معرفی شود، یا این که محاکمه شود. او ابتدا مرگ را می‌پذیرد، اما نفوذ مورگن، نظرش را عوض می‌کند.... . کارگردان محمد یعقوبی ترجمه / اقتباس شنیداری افسون فروتن تهیه‌کننده رادیویی ماهداد توکلی افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار علی حاجی نوروزی تدوین کتاب گویا مهرنوش محتشمی دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران رحمان باقریان , ریما رامین فر , علی گوهری , هومن برق نورد , نیما رئیسی , احمد مهران فر , پیام حسینیان , مهتاج نجومی

  • S1 · E7
    October 14 · 58 min

    نمایشِ آخر بازی نوشته‌ی ساموئل بکت

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! هام درواقع در برزخ خویشتن گرفتار شده و بارها تأکید می‌کند بیرون از اینجا مرگ است؛ مرگی که همه کائنات را در کام خود فروبرده و کلاو میان این دو دنیا در رفت‌وآمد است. هام و کلاو، به مرگ آگاهی کامل دارند و می‌دانند که قادر به تغییر سرنوشت و آینده خویش نیستند؛ از این‌رو به راه‌حل‌های مختلفی می‌‎‌اندیشند تا گذشت زمان و مرگ را فراموش کنند، مانند: رجوع به خاطرات، گفت‌وگوهای بی‌هدف و پوچ. آنها آخرین حضور خود را در زندگی نمایش می‌دهند. انتظار برای به‌دست آوردن آرامش و رهایی از درد از سوی هام، نه فقط از بار پوچی این نمایش کم نمی‌کند، بلکه آن را قوت می‌بخشد؛ چراکه در پایان درمی‌یابد که مسکن‌هایش تمام شده و این تباهی انتظارش را نمایان می‌سازد. نیرویی نامرئی همانند یک طناب، شخصیت‌ها را به هم پیوند داده است. آنها تمایل به ترک یکدیگر دارند، اما توانایی‌اش را ندارند. کلاو بارها بیان می‌کند که می‌خواهم تنهایت بگذارم، اما چنین کاری نمی‌‌کند؛ آنها وابسته و محتاج یکدیگرند. زندگی‌شان یک کلیشه تکراری است؛ مثل روزمره‌گی یا به عبارتی روزمرگی که بر زندگی انسان معاصر سایه افکنده است. هام و کلاو هم‌زیستی پیدا کرده‌اند و اگر بخواهیم کمی سیاسی به این ماجرا نگاه کنیم، کلمه‌ی «استعمار» کاملاً مناسب است؛ چراکه کلاو زیر سلطه‌ی هام است و به این سلطه آگاه است. هام نماد جامعه سرمایه‌‌داری است که امید را رها کرده و می‌خواهد در این برهه از زمان، منافع خود را تأمین کند. . کارگردان پری صابری ترجمه / اقتباس شنیداری رویا اسدی تهیه‌کننده رادیویی مهتاب امینی افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار جمال احمدی پور تدوین کتاب گویا مهرنوش محتشمی دبیر سرویس سارا عشقی نیا بازیگران محمد حاتمی , سهیلا رضوی , غلامرضا طباطبایی , جمشید لایق نوازنده : کارنا کیمیایی

  • S1 · E6
    October 12 · 2 hr 5 min

    نمایشِ کودویی با عطر آویشنِ پس از باران نوشته ارنست همینگوی

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! همینگوی طبیعت بکر آفریقا را عاشقانه دوست دارد و در تمامی لحظات این سفر از آن به نیکی و زیبایی یاد می‌کند. هرچند در مدت چندروزی که سفر خودش را به همراه گروهش آغاز کرده نتوانسته شکار کند، اما همچنان مصمم تلاش می‌کند تا بز کوهی بزرگی را شکار کند. او درطول سفر با شخصی به نام «کاندینسکی» برخورد می‌کند که به‌علت خرابی کامیونش شبی را در کمپ آن‌ها می‌گذراند و در گفت‌وگویی که میان آن‌ها آغاز می‌شود، همینگوی بخشی از نظرات خودش را درباره‌ی طبیعت، مردم آفریقا و همین‌طور پیرامون ادبیات و هنر بیان می‌کند. کاندینسکی از این‌که با چنین نویسنده‌ی بزرگی در چنین مکانی آشنا شده، احساس شعف و شادمانی می‌کند. اما از طرفی همینگوی همچنان دوست دارد شکار موردنظر خودش را ببیند و به طرفش شلیک کند... این اثر نمایشی برگرفته از کتاب «تپه‌های سبز آفریقا»، نوشته‌ی ارنست همینگوی، در سال ۱۹۳۵ است. در کتاب تپه‌های سبز آفریقا با یک اثر غیرداستانی از همینگوی روبه‌رو می‌شویم. او به ماهی‌گیری، گاوبازی و شکار علاقه‌ی فراوانی داشت و این علاقه را در آفریقا، به مدت یک ماه به‌طور جدّی دنبال کرد. تپه‌های سبز آفریقا نتیجه‌ی این یک ماه است. برخی این کتاب را شکار ادبی می‌دانند، چرا که برای همینگوی فرصتی به ارمغان می‌آورد تا اثری مطلقاً واقعی بنویسد. او درواقع با این کار می‌خواست ببیند که آیا نوشتن اثری بدین صورت و بدون داشتن عناصر تخیل، می‌تواند با یک اثر تخیلی رقابت کند و برای خواننده جذاب باشد. . کارگردان جواد پیشگر تدوین کتاب گویا سید علی میرطالبی پور تهیه‌کننده رادیویی مهتاب امینی سردبیر رادیویی مهدی شرفی افكتور محمدرضا قبادی فر صدابردار امیر میریان بازیگران اسماعیل بختیاری , شهین علیزاده , علی تاجمیر , بهرام سروری نژاد , علی زرینی , میرطاهر مظلومی , عباس وفایی , عباس توفیقی , مهدی نمینی مقدم , رحمان باقریان

  • S1 · E5
    October 11 · 1 hr 52 min

    نمایش دل سگ نوشته میخائیل بولگاکف

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! «پروفسور فیلیپ فیلیپوویچ براوژنسکی» برای انجام آزمایش خود، سگ مجروحی را از خیابان پیدا می کند و اسم سگ را «شاریک» می گذارد. پروفسور با همکاری دستیارش، دکتر برومنتال، با انجام عمل جراحی سخت و نادری، سگ را تبدیل به انسان می کند. برای این کار، غده هیپوفیز یک انسان مرده را در جمجمه سگ می‌گذارند. جسم سگ رفته‌رفته به شکل انسان درمی‌آید و به‌تدریج، سگ توانایی سخن گفتن را نیز پیدا می کند؛ اما نکته ای که درنظر گرفته نشد، این بود که غده هیپوفیز متعلق به یک مجرم سابقه دار بوده و حالا موجب بروز رفتارهای زننده ای از سوی سگ شده است که سبب ناراحتی پروفسور می شود. سگ حتی برای خود اسم عجیبی نیز انتخاب می‌کند: «پلیگراف پلیگرافوویچ شاریکوف». در ساختمان محل زندگی و کار پروفسور، یک کمونیست دوآتشه نیز زندگی می کند که برای دکتر مزاحمت هایی ایجاد می کند و ... کارگردان صدرالدین شجره ترجمه / اقتباس شنیداری محمد یعقوبی تهیه‌کننده رادیویی محمد مهاجر افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار علی حاجی نوروزی بازیگران ثریا قاسمی , میکاییل شهرستانی , مهین نثری , مظفر مقدم , راضیه مومیوند , نورالدین شجره , فریبا متخصص , صدیقه کیانفر , عبدالعلی کمالی , رویا فلاحی , محمد پورحسن , علی میلانی , محمد آقامحمدی , عباس وفایی , عباس توفیقی , صمد پل سنگی , احمد آقالو

  • S1 · E4
    October 10 · 2 hr 1 min

    نمایشِ کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد نوشته گابریل گارسیا مارکز

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! پدر آگوستینا که سرهنگ بازنشسته است و در جنگ رشادت‌ها کرده، ۴۰ سال پیش نامش در گروه ارتشی‌ها برای بازنشستگی ثبت شده است. او در کنار همسرش در شرایط بسیار بدی در فقر زندگی می کنند. سرهنگ خروس جنگی پسرش آگوستینا را در خانه نگه داشته است و از آن مراقبت می کند. اگر چه خود غذای کافی برای سیر کردن شکم شان ندارند، غذای خروس را تهیه می کنند. آنها شروع به فروختن لوازم شخصی شان می کنند؛ چیزهایی مانند حلقه‌ی ازدواج، ساعت و ... اکنون ۱۵ سال است که سرهنگ هر جمعه به پست می‌رود، کیسه نامه ها را بررسی می کند اما هنوز نامه ای برای بازنشستگی اش نرسیده و او هربار دست خالی به خانه بر می‌گردد. همسرش تمایل دارد خروس را که نشان از مرگ پسر دارد، بفروشند تا به نوایی برسند؛ اما سرهنگ و هم قطاران پسرش راضی نیستند و روی خروس شرط بندی کرده اند. سرهنگ تصمیم می‌گیرد نزد وکیلش برود و جریان پرونده بازنشستگی‌اش را لغو کند. او، خود، نامه‌ای به وزارت جنگ می‌نویسد و شرایطش را شرح می‌دهد، اما باز هم خبری نمی‌شود. حالا خروس و مسابقه خروس‌های جنگی تنها راه و انتقامی است که می‌شود از مرگ پسر گرفت. * «کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد» عنوان کتابی از گابریل گارسیا مارکز است. او این کتاب را در ۱۹۵۷ در پاریس نوشت؛ در حالی که به لحاظ مالی در شرایط بدی قرار داشت. این اثر در ۱۹۶۱ میلادی منتشر شد. این رمان کوتاه داستان انتظار افراد برای ایجاد تغییری نومیدانه در زندگی آنهاست. . کارگردان: میکائیل شهرستانی ترجمه / اقتباس شنیداری امین قنبری تهیه‌کننده رادیویی عذرا وکیلی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار علی حاجی نوروزی بازیگران مهین نثری , راضیه مومیوند , نگین خواجه نصیر , احمد ایرانی خواه , علی میلانی , مسعود زنوزی راد , احمد گنجی , عباس وفایی , توران مهرزاد , هرمز سیرتی , محمد رضاعلی , شمسی صادقی , مهدی طهماسبی , ناهید مسلمی , علی زرینی , اکبر زنجان پور , مصطفی عبداللهی , بهروز مسروری

  • S1 · E3
    October 9 · 2 hr 41 min

    نمایش خداحافظ گری کوپر نوشته رومن گاری

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! او از آمریکا و تمدنش تنها به «گری کوپر» دل بسته است؛ همان چهره‌ای که مظهر جسارت و راستی بود. تابستان است و کاروبار مربی‌های جوان اسکی کساد است. بچه‌های کلبه‌ی «بگ مورنگ» که در ارتفاعات سوئیس قرار دارد، همه مردان جوان و آس‌وپاسی هستند که درواقع «بگ» صاحب کلبه ی کوهستانی، خرج همه ی آنها را می‌دهد. در این کلبه وقایع مختلفی روی می‌دهد؛ ازجمله بحث‌ها و جدال‌های سیاسی و ایدئولوژی در بین جوان‌ها (که درواقع همه بی‌نتیجه است). در این بین بگ، طالع «لنی» را از روی فنجان قهوه‌اش به او می‌گوید: به او هشدار می‌دهد که از عقرب و عاشق شدن بپرهیزد و هرگز در ماداگاسکار هوایی نشود، چون برایش خطر دارد. لنی ۵۰ فرانک از بگ قرض می گیرد تا خود را به ژنو برساند، ظاهراً برایش کاری پیدا شده است. در ژنو، حین کار، لنی با عربی الجزایری به نام «آنژ» آشنا می‌شود که به ظاهر به منظور کار غیرقانونی نیاز به ماشین دختر جوانی به نام «جس دوناهیو» دارد که دارای نمره ی ۳۰۳۰ است که نشانه ی مصونیت سیاسی است. جس دختر کنسول آمریکا در سوئیس است و لنی باید با او باب آشنایی را باز کند. جس نیز از نظر مالی در مضیقه است؛ چراکه پدرش عملاً سر کار نمی رود و به دلیل اعتیاد به الکل در مرکز بازپروری است و او مجبور است از دوستانش پول قرض کند. جس برای مرخص کردن پدرش به مرکز بازپروری می‌رود و در راه بازگشتن به منزل از وضع نابسامان مالیات به پدرش می‌گوید. آلن، پدر جس را به اسم بازنشستگی پیش از وقت از خدمت منفصل می کند، اما آلن به جس می‌گوید که کار دیگری به او پیشنهاد شده است. جس، لنی را برای دومین بار کنار دریاچه ای ملاقات می کند. در بین صحبت‌ها جس متوجه می‌شود که لنی یک آمریکایی آس و پاس است و از او دعوت می کند که به منزل آنها برود. لنی با یک چمدان بسیار سبک به همراه جس به منزل آنها می رود. صبح جس متوجه می شود که لنی منزل را ترک کرده است. جس، لنی را در جاده با یک چمدان بسیار سنگین پیدا می کند و کمابیش حدس می زند که لنی در کار قاچاق است و تنها دلیل نزدیکی و دوستی‌اش با جس، به دلیل مصونیت سیاسی اوست. اما لنی اظهار می‌کند خودش ناچار است این کار را انجام دهد، اما حاضر نیست دختری مثل جس را وارد این ماجرا کند. جس با پدرش در رستورانی ملاقات می کند و با هم درباره مسائل روز و کار جدیدی که به آلن پیشنهاد شده و ظاهراً مشکوک است، گفت‌وگو می کنند. لنی تصمیم می‌گیرد که کار و پول و جس را به کلی رها کند و دوباره به ارتفاعات برگردد، چون احساس خطر می‌کند؛ احساس خطری که ناشی از حس علاقه و عشق نسبت به جس است و او ابدا نمی‌خواهد دچار چنین تعلق خاطری شود، اما او هنگام اسکی در ارتفاعات ناگهان تصمیمش عوض می‌شود و به ژنو برمی گردد... *** «خداحافظ گَری کوپر» رمانی فلسفی-سیاسی از نویسنده فرانسوی «رومن گاری» است. رمان درباره‌ی فلسفه زندگی جوانی ۲۱ ساله به نام «لنی» است که از زادگاه خود (آمریکا) به کوه‌های سوییس پناه می‌برد. لنی پسری است که از پایبندی گریخته است. شعار او آزادی از هرگونه تعلقی است. او اسکی‌بازی است که به ارتفاعات می‌رود تا از قید تعلقات و مسائل پوچ روزمره جدا شود؛ اما در یکی از سفرهایش به شهر، عاشق دختری می‌شود و تمام اصول زندگیش زیر و رو می‌گردد. . کارگردان: اکبر زنجانپور تدوین: فاطمه منشی‌پور ترجمه / اقتباس شنیداری گلچهره دامغانی تهیه‌کننده رادیویی فرهنگ جولایی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار پیروز صدرایی بازیگران: هادی کمالی مقدم , مهرداد عشقیان , شهین علیزاده , احمد ایرانی خواه , هرمز سیرتی , نوشین حسن زاده , مهرداد مهمان دوست , محمد آقامحمدی , کرامت رود ساز , مهدی طهماسبی , عبدالعلی کمالی , احمد گنجی , ناهید مسلمی , ایوب آقاخانی , گلچهره دامغانی , پیام دهکردی , مینو جبارزاده , محمد حسین مجدزاده , محمد رضاعلی , بهرام سروری نژاد , امیر بختیاری , امیر زنده دلان , علی تاجمیر , احمد آقالو , مصطفی عبداللهی , امیر فرحان نیا

  • S1 · E2
    October 8 · 2 hr 41 min

    نمایش پول نوشته جورج اورول

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! گوردون کامستاک، نویسنده و شاعر ناکام، در یک کتاب‌فروشی قدیمی کار می‌کند و در فقر کامل روزگار می گذراند. رابطه او با رزماری دختری که به او دلبسته است چندان خوب نیست و گوردون تلاش می کند تا این رابطه را بهتر کند. از سوی دیگر راولستون دوست گوردون که یک سوسیالیست است سعی دارد گوردون را به حزب سوسیالیسم دعوت کند، اما گوردون عقاید دیگری دارد. او با پول دشمن است و فکر می کند همه مشکلات و مسائل جهان به خاطر پول است. رزماری به گوردون پیشنهاد می‌دهد برای یک پیک‌نیک به خارج از شهر بروند. گوردون به سختی از جولیا (خواهرش) پولی قرض می‌کند و سپس با رزماری به پیک نیک می‌روند. پس از بحث و جدل درباره پول، گوردون از رزماری خواستگاری می‌کند، درحالی‌که می‌داند قدرت مالی برای ازدواج ندارد. پس از مدتی یک مجله آمریکایی شعرهای گوردون را به قیمت گزافی می‌خرد و گوردون که دشمن پول است خود را صاحب پول هنگفتی می‌بیند. همه نزدیکانش، رفتارشان را با او تغییر می‌دهند و این مسئله موجب می‌شود تا وی تمام دستمزد سرودن اشعارش را به آتش بکشد. پلیس او را دستگیر می کند، اما با ضمانت راولستون آزاد می‌شود. رزماری با شنیدن ماجرا، گوردون را ترک می‌کند و او سرشکسته در میان جمع به جنگ با پول ادامه می‌دهد . کارگردان: مجید حمزه ترجمه از آرش پارساخو تهیه‌کننده رادیویی ماهداد توکلی سردبیر رادیویی نادر برهانی مرند افكتور فرشاد آذرنیا صدابردار علی حاجی نوروزی بازیگران امیر جوشقانی , رامین پورایمان , مینو جبارزاده , آشا محرابی , رحمان باقریان , علی تاج میر , رضا عمرانی , صفا آقاجانی , عباس وفایی , مینا شجاع , محمد رضاعلی , ناهید مسلمی , مهرداد عشقیان , شهین نجف زاده , مهدی نمینی مقدم , فریبا متخصص , عبدالعلی کمالی , سینا نیکوکار , هرمز سیرتی , احمد گنجی , حبیب بختیاری , مهرداد مهماندوست , ماندانا اصلانی , امیر فرحان نیا

  • S1 · E1
    October 7 · 2 hr 51 min

    نمایش جنایت و مکافات نوشته فئودور داستایِفسکی

    Got something to say to this podcast? Send a voicemail, and you might hear yourself on the next episode! یکی از مهمترین کتابهای تاریخ ادبیات دانشجویی به نام «رادیون رومانویچ راسکُلنیکُف» به‌علت بدهکاری و نیاز شدید مالی، همچنین برای به‌دست آوردن پول، پیرزن رباخواری به نام آلیونا ایوانونا و خواهرش لیزاوتا ایوانونا را که به‌طور غیرمنتظره هنگام حادثه سر می‌رسد، با تبر به قتل می‌رساند. پس از قتل، او خود را ناتوان از خرج کردن پول و جواهراتی که برداشته می‌بیند و آنها را پنهان می‌کند. پس از این ماجرا راسکلنیکف مجبور می‌شود که به‌دفعات در دفتر پلیس حاضر شود و هربار از خود رفتارهایی مشکوک نشان می‌دهد که پلیس را باوجودِ نداشتن شواهد به وی، مظنون می‌کند. پس از چند روز بیماری و بستری شدن در خانه، راسکلنیکف با این تصور که همه به او مظنون هستند، کارش به جنون می‌کشد. این رفتارهای غیرمعمول باعث می‌شود تا افراد زیادی از جنایت وی مطلع شوند، ازجمله سونیا. . کارگردان: میکائیل شهرستانی تهیه‌کننده رادیویی: محمد مهاجر سردبیر رادیویی: نادر برهانی مرند افكتور: فرشاد آذرنیا صدابردار: پیروز صدرایی بازیگران: مینا شجاع , میکائیل شهرستانی , حبیب بختیاری , مهدی نمینی مقدم , راضیه مومیوند , احمد شمس آصف , پیام حسینیان , شمسی صادقی , محمد پورحسن , رحمان باقریان , نوشین حسن زاده , نازنین مهیمنی , ایوب آقاخانی , صدرالدین شجره , ژاله علو , اکبر زنجان پور , آشا محرابی , ثریا قاسمی , هرمز سیرتی , ماندانا اصلانی , سید مهرداد ضیایی , علی میلانی , مهین نثری , زنده یاد احمد آقالو , مجید همزه , امیر فرحان نیا

Showing 1–17 of 17 episodes