Skip to content
Artwork for آواز نجات
Religion & SpiritualityChristianityEducationCourses

آواز نجات

راديو مژده, Radio Mojdeh

آواز نجات، عنوان برنامه‌هايی از راديو مژده است که جويندگان حقيقت را کمک می‌کند تا به نجات و رستگاری مسيحی پی ببرند. در انجيل مقدس نوشته شده: "زيرا فيض خدا ظاهر شده و نجات را در برابر همه قرار داده است." (رسالۀ به تيطس، فصل دوم، آيۀ يازده).‏

Play
  • 23 episodes
  • daily
  • Avg 26 min
  • Persian
Counted on this page — what you have heard stays on this device, so it is not something the list can be paged by.
  • #2273
    Yesterday · 27 min

    شفای مرد جذامی و کور مادرزاد

    وقتی یک جذامی به‌پای مسیح افتاد و از او طلب شفا نمود، مسیح آن جذامی را شفا داد. همچنین عیسی با کور مادرزادی ملاقات کرد و به او بینایی بخشید.‏

  • #2272
    Friday · 27 min

    مسیح به پنج هزار مرد غذا می‌دهد

    وقتی مسیح به‌همراه شاگردانش بر تپه‌ای نشسته بود و جمعیت زیادی دور او گرد‌آمدند، مسیح با پنج نان و دو ماهی یک پسر بچه، به پنج هزار مرد غذا داد و از باقی‌ماندۀ غذا دوازده سبد نان پُر شد.‏

  • #2271
    Thursday · 26 min

    نامه‌های شما

    خواندن نامه‌هايی از عزیزانی که شنوندۀ رادیو هستند و از ایران و کشورهای دیگر، سؤالات و درخواست‌های خود را با ما درميان گذاشته‌اند.‏

  • #2270
    Wednesday · 27 min

    نامه‌های شما

    خواندن نامه‌هايی از شنوندگان که با شنیدن برنامه‌های رادیو برکت گرفته‌اند و علاقه‌مند هستند تا اطلاعات بیشتری درمورد زندگی عیسی مسیح و کار عظیم او کسب کنند.‏

  • #2269
    Tuesday · 27 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۱۰

    ابراهیم می‌بایست آخرین امتحان ایمان خود را با قربانی کردن پسر خود اسحاق پس می‌داد. اما در‌لحظه‌ای که باید قربانی را تقدیم می‌کرد، خدا قوچی را برای قربانی مهیا ساخت تا اسحاق زنده بماند.‏

  • #2268
    Monday · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۹

    وقتی ابراهیم صد ساله و ساره نود ساله بود، اسحاق آن فرزند وعده چشم به‌ جهان گشود. ابراهیم نشانۀ عهد را برای اسحاق به‌جا آورد و در روز هشتم او را ختنه نمود.‏

  • #2267
    August 23 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۸

    خدا با ابرام سخن گفت و نام او را به ابراهیم، یعنی پدر ملت‌های بسیار تغییر داد و رسم ختنه را به او امر فرمود. سپس خدا به ابراهیم وعده داد که در سال بعد، او از همسر خود ساره صاحب پسری خواهد شد.‏

  • #2266
    August 22 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۷

    ابرام به پیشنهاد سارای با کنیز او هاجر ازدواج کرد و از او صاحب پسری شد و نامش را اسماعیل نهاد. ابرام تصور می‌کرد فرزندی که خدا به او وعده داده بود، می‌بایست ازاین‌طریق به دنیا بیاید.‏

  • #2265
    August 21 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۶

    باوجوداینکه ابرام و همسرش سال‌خورده بودند و بدن‌های‌شان برای بچه‌دار شدن مرده بود، ابرام وعده‌های خدا را با ایمان و سرسپردگی پذیرفت. خدا ابرام را به‌خاطر ایمانش، رایگان نیک و عادل به‌شمار آورد.‏

  • #2264
    August 20 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۵

    وقتی خبر حمله به سدوم و غموره و اسارت لوط به ابرام رسید، او سپاهی قدرتمند فراهم آورد و به جنگ مهاجمین رفت. او بر آن‌ها شکست سهمگینی وارد آورد و مغلوبین را نجات بخشید.‏

  • #2263
    August 19 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۴

    وقتی نزاع بين چوپانان درگرفت، ابرام با‌سخاوتمندی بهترین منطقه را در اختیار لوط گذاشت و از یکدیگر جدا شدند. خدا با‌سخاوتی عظیم‌تر پاداش ابرام را داد و او با دلی شاد به منطقه‌ای دیگر رفت.‏

  • #2262
    August 18 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۳

    ابرام راهی طولانی درپیش داشت تا به پدر ایمانداران تبدیل شود. او در مصر از ترس جانش، سارای را به‌عنوان خواهرش معرفی کرد تا از گزند فرعون در امان بماند، اما خدا آن‌ها را رهايی بخشید.‏

  • #2261
    August 17 · 26 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۲

    ابرام بعداز مرگ پدرش به‌همراه سارای و برادرزاده‌اش لوط، حرّان را ترک کرد و به‌سوی کنعان رهسپار شد. ابرام با ایمانی همانند صخره، بدون تردید درمقابل وعده‌های خدا سر‌تعظیم فرود آورد.‏

  • #2260
    August 16 · 19 min

    فرازهایی از زندگی ابراهیم - ۱

    تارح پدر ابرام با خويشاوندان خود، شهر اور را به‌قصد رفتن به سرزمین دیگری ترک کرد. خدای حقیقی و آفرینندۀ جهان با ابرام سخن گفته بود و از او خواسته بود تا به سرزمین کنعان برود.‏

  • #2259
    August 15 · 26 min

    صلیب و چاقوی ضامن‌دار - ۱۱

    دیوید می‌خواست خانۀ بزرگی تأسیس کند که مرکز محبت و دوستی باشد. سرانجام به‌شکل معجزه‌آسایی هزینۀ خرید ملکی شبیه به قصر مهیا شد و جوانان زیادی در آن مرکز زندگی‌شان تبدیل گشت.‏

  • #2258
    August 14 · 26 min

    صلیب و چاقوی ضامن‌دار - ۱۰

    پس‌از مدتی دیوید به‌طور تمام‌وقت به خدمت جوانان خلاف‌کار نیویورک پرداخت و به‌صورت دائمی در نیویورک مستقر شد. او شروع به انتشار و پخش جزوه و همچنین تولید برنامه‌های تلویزیونی نمود.‏

  • #2257
    August 13 · 26 min

    صلیب و چاقوی ضامن‌دار - ۹

    در شب آخر جلسات در استادیوم، گروه مائومائو نیز به آن‌جا آمد. خدا قلب آن‌ها را عوض کرد و همۀ اعضای آن گروه به‌همراه سی جوان دیگر از دسته‌های مختلف، به مسیح ایمان آوردند.‏

  • #2256
    August 12 · 26 min

    صلیب و چاقوی ضامن‌دار - ۸

    دیوید، با خانواده‌ای مسیحی آشنا شد و آن‌ها از او پذیرایی کردند. او در خانۀ آن‌ها ساکن گشت و به‌کمک کلیساهای اسپانیایی به‌مدت یک هفته در استادیوم ورزشی آن محله برای جوانان موعظه کرد.‏

  • #2255
    August 11 · 21 min

    صلیب و چاقوی ضامن‌دار - ۷

    هدف دیوید، عوض شدن قلب و فکر آن جوانان بود. او به‌همراه جیم به خیابان رفت و شروع‌ به موعظه نمود و سرانجام سردسته‌های دو گروه چاپلین و مائومائو در حضور خدا زانو زدند.‏

  • #2254
    August 10 · 26 min

    صلیب و چاقوی ضامن‌دار - ۶

    دیوید، با دید وسیع‌تری به نیویورک بازگشت و شروع به جمع‌آوری اطلاعات دربارۀ همۀ جوانان دسته‌های شرور نمود. او رؤیای یک خانۀ بزرگ و سرشار از محبت، برای زندگی آن جوانان را داشت.‏

Showing 1–20 of 23 episodes